دسترسی پریمیوم آکتاپل - رایگان! همین حالا شروع کن

PrimePlanetPrimePlanet

ذهن‌های بزرگ می‌نویسند؛ چگونه مثل بزرگان ژورنال نویسی کنیم؟

ژورنال نویسی کلی تپ

پشت هر ذهن بزرگی، یک قلم و کاغذ است. در طول تاریخ بسیاری از بزرگان – از امپراطوران تا دانشمندان گرفته تا نویسندگان و کارآفرینان – یک عادت مشترک داشتند: روزانه نوشتن. 

ژورنال نویسی برای این افراد عادتی است فراتر از نوشتن فهرست کارها یا بازگویی رویدادهای روزانه. ژورنال فضایی است که آنها در آن تیغ تفکر خود را تیز می‌کنند و نوشتن ابزاری است که با آن الماس ایده‌هایشان را تراش می‌دهند. 

بزرگترین ذهن‌ها در تاریخ نه برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران که برای دست یافتن شناختی عمیق‌تر از خود می‌نوشتند و دفترچه‌ها و دستنوشته‌های باقیمانده از آنها نقشه راهی برای دستیابی به ایده‌های نو در اختیار ما گذاشتند. 

مروری بر زندگی و نوشته‌های این افراد به ما یادآور می‌شود که نوشتن، وسیله‌ای است برای تغییر و تحول و در پایان این یادداشت خواهید دید که اگر روزانه نوشتن برای آنها ثمربخش بوده است، برای شما هم کارساز خواهد بود.

 اغراق نیست اگر بگوییم تمدن‌ها از دل نوشتن زاده شده‌اند.

تاریخچه ژورنال‌نویسی

ژورنال‌نویسی شاید یک ترند مدرن باشد اما به اندازه تمدن بشری قدمت دارد. مارکوس اورلیوس، امپراطور روم باستان در مجموعه یادداشت‌های خود با نام «تاملات» یکی از اولین و معروف‌ترین نمونه‌های ژورنال‌نویسی است.

قرن‌ها بعد، لئوناردو داوینچی طرح اولیه بسیاری از اختراعات و ابداعات خود را در انبوهی از دفترچه‌ها و دستنوشته‌هایش پرورش داد و دانشمندانی مانند داروین و ماری کوری، روند اکتشافات خود را به صورت روزانه ثبت می‌کردند.

ذهن‌های بزرگ می‌نویسند

در طول تاریخ بسیاری از بزرگان برای تفکر، پرسشگری، خودشناسی و خلق و پرورش افکار تازه هر روز به قلم و کاغذ روی می‌آوردند و ژورنال‌هایشان حکم آزمایشگاه ایده‌ها و مخزن‌الاسرار آنها را پیدا کرده بود. در این بخش نگاهی می‌اندازیم به بزرگانی که با روزانه نوشتن، میراث بزرگی از خود به جا گذاشتند. 


مارکوس اورلیوس

تاملات اورلیوس هرگز برای عموم مردم نبودند. یادداشت‌های او یادآوری‌هایی شخصی بودند برای یک زندگی با دیسیپلین و متواضعانه. ژورنال‌نویسی او دیالوگی هر روزه با خودش بود. ژورنال‌نویسی او دیالوگی بی‌پرده با خودش بود و برای همین صداقت بی‌پیرایه، نوشته‌هایش بعد گذشت بیش از 18 قرن هنوز الهام‌بخش میلیون‌ها خواننده است.

سورن کیرکگور

فیلسوف دانمارکی به شکلی وسواس‌گونه می‌نوشت. او در طول عمرش بیش از هفت هزار صفحه نوشت و بسیار از دستنوشه‌هایش تنها پس از مرگ او منتشر شدند. او روزانه می‌نوشت و دفترچه‌ها و ژورنال‌هایش محلی برای ثبت بینش فلسفی و برون‌ریزی احوالات درونی‌اش بودند. 

ماری کوری

روایت‌های تاریخی از زندگینامه این برنده جایزه نوبل نشان می‌دهند یادداشت‌برداری بخشی جدایی‌ناپذیر از روتین کاری‌اش در آزمایشگاه بود و او روزش را تنها زمانی به پایان می‌برد که یافته‌های علمی روز خود را تمام و کمال ثبت و ضبط کرده باشد.

چارلز داروین

داروین 22 ساله طی سفری دگرگون‌کننده با کشتی HMS Beagle در سال 1831، عادت نوشتن را از ناخدای کشتی یاد گرفت و تا پایان عمر به آن پایبند ماند. اَنی مورفی در کتاب The Extended Mind در این مورد می‌نویسد داروین همواره چند دفترچه همراه خود داشت؛ یکی برای ثبت مشاهدات خود، یکی برای یافته‌های علمی که ترکیبی از مشاهدات و نوشته‌های نظری او بودند و البته دفتری برای خاطرات روزانه. 

ویرجینیا وولف

ژورنال‌نویسی برای نویسنده بزرگ انگلیسی یکی از بخش‌های اصلی روتین روزانه‌اش بود. او در کتاب «دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده» می‌نویسد «باور دارم که نوشتن باعث انبساط عضلات می‌شود.» این عادت نه تنها به او نظم ذهنی می‌داد، بلکه به‌عنوان تمرینی برای آماده‌سازی قلم و ذهن پیش از نوشتن آثار اصلی‌اش عمل می‌کرد.

فرانتس کافکا

برای کافکا ژورنال‌نویسی یک عادت شبانه بود. بعد از یک روز کاری طولانی، در ساعات باقیمانده روز زمان خود را صرف نوشتن می‌کرد. نوشتن در شب‌هنگام – یا آنطور که کافکا تعبیر می‌کرد «زمانی که آدمی با خودش تنهاست.» – نقشی کلیدی در فرآیند خلاقانه او داشت.

بنجامین فرانکلین

فرانکلین از ژورنالینگ برای ثبت عملکرد روزانه خود استفاده می‌کرد. هر روز عصر او دستاوردهای روزانه‌ خوب و بدش را ثبت می‌کرد. ژورنال برای او محلی بود برای خودارزیابی؛ او در جدولی خطاها و اشتباهات اخلاقی خود را ثبت می‌کرد و از این طریق هر روز در تلاش بود که خود را به انسانی بهتر بدل کند.

رولان بارت

بعد از مرگ مادرش در سال 1977، بارت دفترچه‌ای با عنوان «خاطرات سوگواری» تهیه کرد و در آن تقریباً هر روز بین اکتبر 77 تا سپتامبر 79 احساسات و افکار خود درباره مرگ مادرش را ثبت می‌کرد. این نوشته‌ها تحت کتابی با همین نام منتشر شده‌اند. نمونه‌ای خواندنی از ژورنال‌نویسی برای کنار آمدن با یک فقدان بزرگ. 

شاهرخ مسکوب

مسکوب از پاییز 57 تا 76 برای نزدیک به دو دهه با قلمی احساسی و شیوا حوادث روزانه زندگی شخصی و آنچه در جامعه ایران می‌گذشت را به رشته تحریر درآورد. او در جایی از نوشته‌هایش می‌گوید: «این یادداشت‌ها در خلوت به روی کاغذ می‌آمد و در آن حال جز من کسی با من نبود، تا آنجا که می‌توانستنم نادانی‌ها و ناتوانی‌هایم را پنهان نکردم، کوشیدم تا به خودم کمتر دروغ بگویم و از حقیقت نهراسم.»

چطور مثل بزرگان بنویسیم؟

آنها می‌نوشتند تا شخصیت و زندگی خود را شکل دهند. اورلیوس و فرانکلین برای افزایش خودآگاهی و خودسازی می‌نوشتند. داروین با نوشته‌هایش به دنبال خلق یک روایت منسجم بود و برای کالو و وولف ژورنال یک زمین بارور برای ریشه دواندن ایده‌هایشان بود. 

مهم‌ترین نکته‌ای که از دل  این داستان‌ها می‌توان استخراج کرد این است که استمرار از زیبا نوشتن و عالی نوشتن برای آنها اولویت بالاتری داشت. برای آنها ژورنالینگ ابزاری بود با ایجاد یک دیالوگ شخصی. 

نکته دیگر این است که هر کدام از آنها سبک و عادت خاص خود را در نوشتن داشتند. طراحی، فهرست‌‌ها، مشاهدات، احساسات و یادگیری‌ها؛ نکته کلیدی در نوشته‌های آنها تلاش برای رسیدن به شفافیت بود نه نوشتن برای مخاطبی احتمالی.

هدفی برای نوشتن خود تعیین کنید.

تصمیم بگیرید چرا می‌نویسید: برای خودشناسی؟ حل مسئله؟ تیز کردن تیغ خلاقیت یا حتی تمرین قدردانی؟

ابزار مورد نظر خود را تعیین کنید. 

ابزاری انتخابی خیلی کمتر از عادت نوشتن اهمیت دارد. ابزاری که انتخاب می‌کنید – دفتر، اپ موبایل، نرم‌افزار ژورنال‌نویسی – باید کار شما را برای روزانه نوشتن راحت کند. 

اسیر چارچوب‌ها نشوید.

خود را به یک ساختار سفت‌وسخت محدود نکنید. گاهی طولانی بنویسید، گاهی فهرست‌وار؛ گاهی به چند کلمه کلیدی بسنده کنید و گاهی از جدول‌ها و طرح‌ها برای انتقال افکار خود کمک بگیرید. 

کوچک شروع کنید.

اگر روزی پنج دقیقه هم زیاد است، با روزی یک جمله شروع کنید. اثر این تک‌جمله‌ها را بعداً درک خواهید کرد. 

هدفتان استمرار باشد. 

قبلاً هم گفتیم و دوباره هم می‌گوییم: استمرار در ژورنال‌نویسی بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد. مهم این است که ژورنال‌نویسی را تبدیل به عادتی روزانه کنید.

صادقانه و شخصی بنویسید. 

ژورنال شما برای شماست نه برای مخاطبینی احتمالی. رک، بی‌پرده و حتی آشفته بنویسید؛ همانطور که افکار در ذهنتان زندگی می‌کنند.

جمع‌بندی

ذهن‌های بزرگ فقط فکر نمی‌کردند، بلکه می‌نوشتند. ژورنال‌های آنها آینه روحیاتشان، کارگاه خلاقیتشان و محرم اسرارشان بود. برای ژورنال‌نویسی نیازی نیست نابغه باشید، با روزی یک جمله شروع کنید و روایت خود را شکل دهید.

سوالات متداول (faq)

بهترین زمان برای ژورنال‌نویسی چه موقع است؟

بستگی به سبک زندگی شما دارد. بعضی‌ها مانند کافکا شب‌ها می‌نوشتند، بعضی‌ها مثل فرانکلین شب‌ها جمع‌بندی می‌کردند. زمانی را انتخاب کنید که ذهن‌تان آرام‌تر است.

برای ژورنال‌نویسی حتماً باید دفتر داشته باشم؟

خیر. دفتر، موبایل یا نرم افزار کلی تپ فرقی ندارد؛ ابزار باید نوشتن را برای شما راحت‌تر کند.

,
درس‌هایی از ژورنال‌نویسی نوابغ برای رشد و خلاقیت - پرایم پلنت